سلام
همه با یه توجه خاصی داشتن فیلم رو نگاه می کردن . انگار منتظر یه واقعه ای بودند که از قبل می دونستن قراره اتفاق بیفته. ظاهرا چند دفعه ای فیلم به اون نقطه حساس داشت نزدیک میشد ولی … نه انگار قرار نیست تو این قسمت اون واقعه رو نشون بدن ……وهر دفعه این صدای آه نکشیده تماشاگران بود که منو از افکارم بیرون میاورد و توجهم رو به ادامه فیلم جلب میکرد(وای چقدر ادبی!!)…
************************
فیلم که تمام شد اکثرا به هم میگفتن” هفته بعد حتما اون اتفاق رو نشون میدن . من تو دلم میگفتم منظورتون همون اتفاقیه که نیفتاده دیگه؟ اما اونا بدون توجه به حرفم میگفتن هفته بعد فیلم قشنگ میشه ! من هم اینبار با صدای بلند گفتم“ اتفاقا قشنگی فیلم به همین جاهاست . “به همین جاها که یوسف در مقابل مکر و نیرنگهای زلیخا که میخواد اونو به سمت خودش بکشه مقاومت میکنه . زلیخا هم از هیچ کوششی برای اینکه یوسف رو مال خودش بکنه دریغ نمیکنه . از طرفی هم یوسف پیامبر چون سرش به جای دیگه گرمه در برابر خواهشهای نفس اماره اش به راحتی مقاومت میکنه . یک کمی به خودمون که نگاه بندازیم میبینیم زلیخا همون نفس اماره ماست که به حق کتایون ریاحی استادانه این نقش رو اجرا میکنه .
یه دیالوگ نازی غلام دربار داره که به یوسف میگه :هر کی تو رو ببینه و عاشقت نشه گنا هکاره . پس بنده خدا زلیخا هم همچین خیلی گناهکار نیست!
*********************************
راستی…. پساپس عید فطر رو به همه تبریک میگم! هفته قبل چنین شبی تو تب و تاب این بودیم که فردا عید هست یا نه . عجب صفایی داشت . اصلا همین که معلوم نباشه عید کیه هیجان انگیزه .
یکی حرف قشنگی میزد میگفت اگه خدا روز فطر رو عید اعلام نمیکرد میبایست روز فطر لباس سیاه میپوشیدیم.حالا هم که ماه رمضون تموم شده ولی خدا که تموم نشده هنوز هست مثل دیروز مثل امروز مثل فردا مثل همیشه. قابل توجه دوستان که خدای ماه شوال با خدای ماه رمضان هیچ فرقی نمیکنه . خدا تو ماه رمضون یه فرصتی به ما داد تا برگردیم . فرصتی برای شروع . انشاالله که قدر دونسته باشیم .
***************************
سال تحصیلی جدید هم شروع شده و باز هم زندگی خوابگاهی . من بر خلاف خیلی ها که از زندگی خوابگاهی ؛حالا به هر دلیلی ؛ ناراضی اند این نوع زندگی رو دوست دارم . ابتدای هر سال دم در پذیرش خوابگاه (محل ثبت نام برای خوابگاه ) پارچه ای نصب میکنن که روش این بیت شعر نوشته شده:
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم ساکن ساده دل کوی امیرآبادم.
این هم فقط برای اینکه مقداری از بیوگرافی خودمونو فاش کرده باشیم .
